پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵
فرقه انگلیسی "یمانی" در حال نفوذ و فعالیت گسترده/هوشیار باشید!
از شگردهای کشورهای استعمارکننده غربی بخصوص انگلیسی ها برای ایجاد سلطه نظامی و سیاسی و فرهنگی بر کشورهای اسلامی در راستای استحاله فرهنگی و تفرقه دینی و مذهبی تاسیس فر قه ها و جریانات مذهبی است. تاسیس مذهب قادیانی در پاکستان و بهائیت در ایران نمونه هایی از این فرقه ها و جریانات است که دولت های غربی و در راس آن روباه پیر انگلیس برای مردم مسلان تدارک دیده است فرقه های خود ساخته ای که خیل زیادی از افراد نا آگاه و کم سواد را به سمت و سوی خود می کشاند.

به گزارش پایگاه خبری ایران روشن؛ روایات متعددی درزمینه خروج اشخاصی در آخرالزمان واردشده است که از علائم ظهور حضرت مهدی (عج) می‌باشند. یکی از این افراد شخصی بنام یمانی است، وی فرماندهی نظامی است که با سپاهی از طرف «یمن» قیام کرده و به‌سوی عراق حرکت می‌کند. در روایت منقول از امام باقر (ع) خطاب به شیعیان آمده است: «سفیانی و خراسانی و یمانی همزمان خروج می‌کنند و پرچم او در میان پرچم‌هایی است که در آن زمان برافراشته می‌گردد. وی بیش از همه به راه حق هدایت می‌کند، زیرا وی به یار شما (بقیه‌الله) دعوت می‌نماید و چون خروج کند، بر هر مسلمانی است که به وی بپیوندد و بر کسی جایز نباشد، از فرمان او سر بتابد و هر کس از اطاعت وی سرپیچی کند، اهل دوزخ است؛ چه او مردم را به راه حق و صراط مستقیم می‌خواند.»(1) همچنین خروج یمانی از علائم ظهور شناخته‌شده است. در حدیثی دیگر آمده است: «یمانی از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) است.»(2) پیش‌بینی شخصیتی به نام یمانی باعث شده تا افراد زیادی با ادعای کذب خود را یمانی بنامند تا بتوانند افراد ساده‌دل را فریفته و به دام اندازند یکی از این جریان‌های مدعی «احمد اسماعیل گاطع» است که خود را یمانی می‌نامد و جریان «الیمانی» را تأسیس کرده است.

 
مبلغان این فرقه با توجه به اینکه می‌دانند طرفدارانشان از اقشار کم‌اطلاع هستند، هر واقعه‌ای را بعد از رخ دادنش به خود نسبت داده و ادعا دارند قبلاً احمد الحسن در محافل مخفی آن را پیشگوئی کرده است!

احمد الحسن یمانی

نام مؤسس این فرقه احمد اسماعیل گاطع و از قبیله «صیامر» است. وی لقب خود را احمد الحسن یمانی گذارده است. گاطع در حدود سال 1351 در روستای همبوشی در منطقه هویر از توابع شهرستان زبیر از استان بصره متولد شد و توانست فارغ‌التحصیل دانشکده مهندسی نجف در سال 1378 شود، بعد از ارتباط با استخبارات عراق وارد حوزه علمیه شده و اخراجی حوزه علمیه شهید سید محمد صدر است. اسماعیل گاطع سلسله ادعاهای کذب زیادی داشته اما یکی از جالب‌ترین آنها ادعای ظهورش و سپس به دوران غیبت رفتنش است؛ شروع دورانی که دیگرکسی او را نمی‌بیند و همه می‌بایست از طریق نزدیکانش با وی ارتباط داشته باشند. در حال حاضر اسماعیل گاطع به شکل مداوم در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس در سفر بوده و بیشتر در امارات و قطر حضور دارد.

تشکیلات فرقه

رهبری جریان الیمانی در حال حاضر در اختیار احمد اسماعیل گاطع است. «شیخ کاظم العقیلی» مسئولیت شاخه نظامی و فردی به نام «عبدالرحیم ابومعاذ» مرشد معنوی این فرقه است. معاون اسبق گاطع «شیخ حیدر المنشداوی» ملقب به «ابن ابو فعل» بود، المنشداوی در زمان زمامداری صدام برای تبلیغ به ایران سفر کرد بعد از ورود به ایران دستگیرشده و به مدت ۶ ماه زندانی شد.

ازجمله توجیهاتی که اعضاء این گروه بدان تمسک می‌جویند، بیعت برای امام زمان است. در توجیه می‌گویند اگر این بیعت موردنظر امام زمان(عج) نبود، حتماً آقا شخصاً جلوی آن را می‌گرفت، چرا امام زمان جلوی ما را نمی‌گیرد. چرا کس دیگری نیست تا از طرف امام زمان(عج) بیعت گیرد.

وی بعد از سقوط صدام به عراق برگردانده شد در بازگشت ادعا نمود وصی امام زمان جدیدی به نام «عبدالله بن الحسن القحطانی» است و از همه امور حتی از محل قبر حضرت فاطمه (ص) مطلع است. المنشداوی دفتری در منطقه قدیم نجف اشرف در «شارع الرسول (ص)» افتتاح نمود. این ادعا موجب شد احمد اسماعیل گاطعی با صدور بیانیه‌ای المنشداوی را تفسیق کند و درنتیجه المنشداوی ترور شد. یکی دیگر از افرادی که در فرقه الیمانی باید مورد اشاره قرار گیرد «سید حسن الحمامی» است وی روحانی ارشد جریان یمانی بوده و فرزند مرحوم «سید محمدعلی حمامی» متوفای ۱۹۹۸. م از علمای معروف نجف است که علیرغم راه و رسم پدر با دستگاه بعثی مرتبط شده و وارد فرقه گاطعی گردیده است، وی درنهایت توسط دولت عراق دستگیر شد. حضور الحمامی باعث فریب برخی از مردم ساده‌دل شد تا به فرقه بپیوندند.

ستاره داوود

نشان جریان الیمانی ستاره منحوس صهیونیستی موسوم به داوود است. ستاره داوود یا همان ستاره شش‌ضلعی در همه نامه‌ها کنار امضای گاطعی که خود را «احمد الحسن الیمانی» می‌نامد درج می‌شود. ستاره شش‌ضلعی به‌عنوان سمبل قدرت همواره مورداستفاده فرق مختلفی ازجمله کابالا، شیطان‌پرستان و صهیونیست‌ها بوده است. این نشان زیر نامه‌های این فرقه مورداستفاده بوده ولی اخیراً کمتر از آن استفاده می‌کنند. بعد از ایراد فشار گسترده نسبت به استفاده از نشان ستاره داوود، گاطعی همانند همیشه دست به مغالطه برده و سلسله‌ای از روایات در خصوص خاتم سلیمان را منتشر کرد. وی با نشان دادن عکس اسکن شده‌ای از کتابی غیر موثق که نویسنده‌اش را از علما معرفی کرده دست به ترفند تازه‌ای زد. در عکس چندین نشان ازجمله ستاره داوود وجود دارد و توضیحات کتاب می‌گوید برخی احتمال داده‌اند یکی از نشان‌ها مربوط به خاتم سلیمان باشد. فرقه یمانی با استناد به همین کتاب غیر موثق، تمام روایات مربوط به خاتم سلیمان را به ستاره منحوس داوود منسوب می‌کند تا به‌ نوعی اشتباه خود را توجیه کرده و ستاره منحوسی را که هیچ ارتباطی با حضرت داود نبی(ع) نداشته و منبعث از جادوئی باستانی است، نمادی از خاتم سلیمان معرفی کند.

امضاء

گاطع در امضایش حتی از ملائکه جبرئیل، میکائیل و اسرافیل نیز سوءاستفاده کرده و در زیر تمام نامه‌هایش عبارت«بقیّة آل محمد، الرکن الشدید، احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی إلی الناس اجمعین، المؤیّد بجبرئیل، المسدّد بمیکائیل، المنصور باسرافیل، ذریّة بعض‌ها من بعض والله سمیع علی‌ام» را درج می‌کند.

شروع دعوت و بیعت‌گیری

شروع بیعت‌گیری این فرقه با عملیات روانی زیادی شروع شد آنها در ابتدا تشکیل دسته‌هایی چندنفره می‌دادند تا با استفاده از ظرفیت نماز جمعه‌ها در عراق در میان مردم حضور یافته و شعار سر دهند. این گروه با شعار «جاء المهدی، جاء المهدی» صفوف نماز جمعه را به هم می‌ریختند تا بیشترین جلب‌توجه را کنند. پیروان این گروه در سال 1382 حتی در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد نیز در صفوف نماز جمعه اختلال ایجاد کرده و ظهور یمانی را جار زدند.

ازجمله توجیهاتی که اعضاء این گروه بدان تمسک می‌جویند، بیعت برای امام زمان است. در توجیه می‌گویند اگر این بیعت موردنظر امام زمان(عج) نبود، حتماً آقا شخصاً جلوی آن را می‌گرفت، چرا امام زمان جلوی ما را نمی‌گیرد. چرا کس دیگری نیست تا از طرف امام زمان(عج) بیعت گیرد. این ادعای گزاف در حالی است که نیابت عام امام زمان به دستور ایشان در زمان غیبت با علمای اسلام و اداره حکومت با ولایت‌فقیه است. در خصوص عهد نیز ادعیه معتبری مانند دعای عهد با حضرت در زمان غیبت ایشان وجود دارد.

بعد از حادثه الزرگه، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال ۱۴۲۹ قیام کند، اما یک ماه قبل از آن ۴۰ نفر از پیروانش در نجف دستگیرشده و طرح قیام در روز تاسوعا و قتل‌عام زائرین حرمین امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و اشغال حرمین لو رفته و شکست خورد.

 

مبلغان این فرقه با توجه به اینکه می‌دانند طرفدارانشان از اقشار کم‌اطلاع هستند، هر واقعه‌ای را بعد از رخ دادنش به خود نسبت داده و ادعا دارند قبلاً احمد الحسن در محافل مخفی آن را پیشگوئی کرده است!

به جهت آشنایی در این بخش تنها به برخی ادعاهای گاطعی اشاره می‌کنیم.

ادعای سیادت

احمد اسماعیل گاطعی با وجود آنکه سید نیست، ادعای سیادت دارد. وی در قبیله صیامر به دنیا آمده و اهالی بصره همه متفق‌اند که این قبیله سادات ندارد، درحالی‌که وی خود را فرزند و رسول و جانشین امام زمان معرفی می‌کند!

ادعای فرزندی امام زمان(عج)

باوجود ادعای فرزندی امام زمان(عج) خود را احمد بن الحسن می‌نامد درحالی‌که می‌بایست خود را «احمد بن محمد» می‌نامید چراکه نام امام زمان(عج) حسن نیست، بلکه حسن نام پدر امام زمان (عج) است. این اشتباه به دلیل سیر تدریجی ادعاهای وی پیش‌آمده است. چراکه از قبل نمی‌دانسته در آینده چه ادعاهای جدیدی را مطرح خواهد کرد. بدین خاطر در مقطعی خود را فرزند پنجم امام زمان(ع) معرفی می‌کند.

صاحب‌نفس مطمئنه

گاطعی بارها در سخنرانی خود ادعا می‌کند: «من مایه رحمتم برای اسلام، بلکه برای اهل زمینم، اهل‌بیت(ع) هرکجا بروم، همواره با من هستند و صریحاً می‌گویم که خدواند مرا برگزیده است؛ صاحب‌نفس مطمئنه به من متصل شده و خود صاحب‌نفس مطمئنه شده‌ام. من می‌خواهم شیعیان را متحد کنم از عالم و عامی؛ من آمادگی دارم حقایق را برای همه روشن کنم، و به‌صورت سیاه‌وسفید نشان دهم. خدا نور است و کلام او نور است. درعین‌حال هیچ ادعایی هم ندارم!»

ادعای ارتباط با امام زمان(عج)

وی در سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش ادعاهای گوناگونی در خصوص ارتباط با امام زمان (ع) مطرح کرده است:

· ادعای دیدار امام زمان(عج) در عالم خواب به‌طور مکرّر مانند ادعای خواب دیدن امام زمان (عج) در حرم سید محمد فرزند امام هادی(ع) که در این دیدار به وی امر می‌شود به زیارت عسکریین رود.

· ادعای دیدار امام(ع) در بیداری که حضرت نسبت به انحرافات عملی و مالی حوزه‌های علمیه به ‌ویژه حوزه نجف به وی هشدار می‌دهد و مدعی است از آن تاریخ به بعد تحت تربیت ویژه امام(ع) قرارگرفته است. همچنین مدّعی است امام وی را امر به ورود به حوزه علمیه کرده و به وی مأموریت داده انحرافات حوزه را عنوان کند!

· ادّعا دارد در شعبان سال ۱۴۲۰ ه.ق (۱۳۷۸ ش)، امام زمان را برای دومین بار در بیداری کنار حرم امام حسین (ع) ملاقات کرده و به وی دستور داده به نجف رفته و دعوتش را علنی کند.

ادعاها

· مژده بی‌پایه مرگ ملک عبدالله از ادعاهای بسیار جالب فرقه است، مبلغین فرقه نزدیکی ظهور را به‌واسطه مرگ ملک عبدالله مژده داده‌اند که علیرغم تبلیغات وسیع فرقه، مرگ ملک عبدالله دروغ از کار درآمد و وی نمرد!

· ادعای پیشگوئی مرگ شارون در اسرائیل که اولین بار بعد از مرگ مغزی وی عنوان شد.

· جنجال گسترده در اعلام محل واقعی قبر حضرت زهرا(س).

· ادعای نمایش اسم احمد در آتشفشان!

مردود دانستن علم رجال و اصول فقه

این گروه برای توجیه استناد خود به روایات جعلی و همچنین ناتوانی احمد الحسن از احتجاج علمی به روش اصولی به‌کلی علم رجال و اصول را بدعت و نادرست شمرده است. چراکه گاطعی می‌دانست اگر علوم اسلامی منبعث از قرآن و بیان معصومین را بپذیرد، دیگر نمی‌تواند از روایات مجهول‌السند یا مجمل استفاده کند.

نکته جالب مسئله آن است که برای توجیه استناد به روایات مجعول‌السند و راویان کذاب به روایات مجعول دیگری استناد می‌کنند و این روند به‌طور مداوم ادامه دارد. مانند استناد به روایتی از «سفیان بن السمط» از امام صادق(ع) در کتاب «مختصر بصائر الدرجات» که به نقل از امام صادق(ع) آمده است: «اگر کسی به نقل از من گفت شب روز است و یا روز شب است آن را تکذیب نکن زیرا من را تکذیب کرده‌ای!»

ادعای یمانی بودن

بعد از آنکه گاطعی ادعای یمانی بودن کرد با این ایراد مواجه شد که اگر فردی یمانی است چگونه می‌تواند هم یمانی باشد هم ادعا کند فرزند امام زمان و از هاشمی‌ها است! درحالی‌که هاشمی‌ها از حجاز هستند و یمانی باید از یمن باشد.

وی در پایگاه اینترنتی در نامه‌ای با امضای سید احمد حسن، وصی و رسول امام مهدی(عج) در تاریخ ۲۱ ربیع‌الثانی ۱۴۲۶ ق مصادف با ۹خرداد۱۳۸۴ در مطلبی با عنوان سؤال و جواب، پیامی را برای توجیه فرزندی امام عصر(عج) و هاشمی بودن بیان می‌کند که چنین است: «مکه از تهامه است و تهامه از یمن؛ پس محمد و آل محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم همگی یمانی هستند.»

درحالی‌که تهامه یک منطقه جغرافیایی است که از شمال جزیرة‌العرب یعنی بالاتر از مکه و مدینه را در بردارد و از جنوب به یمن می‌رسد. بنابراین مکه و مدینه جزء تهامه هستند و یمن هم از تهامه است؛ ولی تهامه از یمن نیست، بلکه یمن در جنوب جزیرة‌العرب قرار دارد و شامل شمال و میانه جزیرة‌العرب نیست. بنابراین محمد و آل محمد(ع) حجازی و تهامی هستند؛ امّایمانی نیستند. اصولاً مردم عرب به دودسته عدنانی و قحطانی تقسیم‌شده‌اند. مقصود از عرب عدنانی خصوص قریش و ازجمله بنی‌هاشم است؛ درحالی‌که عرب قحطانی فقط اعرابی را شامل می‌شود که ریشه آنها از یمن است و به‌هیچ‌وجه به عرب عدنانی، یمانی گفته نمی‌شود.(3) با مثالی ملموس‌تر باید گفت ادعای گاطعی مانند آن است که شخصی بگوید که یمن از خلیج‌فارس است و ایران هم از خلیج‌فارس است پس هر ایرانی، یمنی است!

وی خود را فرزند امام زمان معرفی می‌کند درحالی‌که یمانی در روایات متعدد از نسل زید فرزند امام سجاد(ع) معرفی می‌شود.

دشمنی با ولایت‌فقیه، مراجع، اجتهاد و فتوا

گاطعی مرجعیت و فتوا را از بدعت‌های آخرالزمان معرفی کرده و آن را مصداق فتوا بر اساس نظر شخصی می‌داند. در مغالطه دیگر وی روایاتی را که فتوا بر اساس نظر شخصی را رد کرده و نکوهش می‌کند برای توجیه رد فتوا مورداستفاده قرار می‌دهد. دشمنی پیروان این فرقه با مراجع تا حدی است که یکی از پیروان این گروه به نام شیخ حیدر المنشداوی که شش ماه در قم زندانی بود گفته است: «زمانی که من آزاد شوم می‌روم خدمت آقا (حضرت بقیه‌الله) باید یک کادو ببرم. کادویی که از من خواسته سر آیت‌الله سیستانی است. باید آن را برای حضرت بقیه‌الله ببرم.»

پیروان گاطع باهدف توهین، نامه‌هایی تهدیدآمیز برای مراجع فرستاده و آنها را مورد خطاب قرار داده‌اند.

ابزار رسانه‌ای توسط فرقه یمانی به‌خوبی استفاده می‌شود و پیروان این فرقه در استفاده از انواع رسانه‌های دیجیتال مهارت قابل‌توجهی دارند، به شکلی که احمد اسماعیل گاطع توسط مردم به مدعی فیس‌بوکی نیز شهرت دارد! این فرقه با بهره‌گیری از فعالان رسانه و مستندسازان سعی در القاء تفکر مسموم خود دارد.

آموزش‌های نظامی پیروان یمانی

گاطعی آموزش نظامی را برای پیروان فرقه خود لازم دانسته است، شاخه نظامی فرقه یمانی عناصر خود را در باغ‌های العماره و مناطق الفاس و التیره با انواع سلاح‌ها اهدائی آموزش داده است. یکی از مراکز آموزش آنها در سالیان گذشته در منطقه صفوان در مزرعه «صابر زائر شمال آلبورحمه» و نیز منطقه «الهویر قرنه» قرار داشته است. یکی از آموزش‌های شاخه نظامی آموزش سر بریدن بوده که از اقدامات نظامی این شاخه حذف عناصر جداشده مانند حیدر المنشداوی بوده است.

قیام نظامی پیروان یمانی

بعد از حادثه الزرگه، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال ۱۴۲۹ قیام کند، اما یک ماه قبل از آن ۴۰ نفر از پیروانش در نجف دستگیرشده و طرح قیام در روز تاسوعا و قتل‌عام زائرین حرمین امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و اشغال حرمین لو رفته و شکست خورد.

گروه ضربت یمانی به فرماندهی «سید حسن الحمامی» در ساعت 9:30 صبح تاسوعا به هیئت‌های عزاداری در بصره حمله و وارد مقر شرکت نفت جنوب عراق شدند. در ناصریه به تیپ واکنش سریع حمله و سرتیپ «ابو لقاء الجابری» فرمانده تیپ و «سرهنگ ابو محمد الرمیض» مسئول اطلاعات تیپ را کشتند.

پلیس نجف اشرف ۴۵ نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی تحت عنوان «انصار المهدی» ازجمله حسن الحمامی رهبر مذهبی را دستگیر کرد. حسن الحمامی بعد از دستگیری اعتراف کرد عناصر فرقه قصد داشتند در روز عاشورا مراجع تقلید و هیئت‌های حسینی را مورد هدف قرار دهند. وی در اجلاس خبری طی اعترافاتش گفت: «این گروه دارای طرفدارانی است و هدف آن حمله به مرجعیت است و هزینه‌های ما از کشورهای خارجی به‌ویژه امارات تأمین می‌شود.» چند روز بعد خبرگزاری بانام «ملف پرس» فاش کرد احمد الحسن یمانی به امارات و به دبی گریخته است.

پادگان الزرگه باهدف ترور مراجع

هفتم بهمن 1385 نیروهای امنیتی نجف برای برقراری امنیت و جلوگیری از حمله خمپاره‌ای به کاروان‌های عزاداری، درحالی‌که در چند کیلومتری نجف به گشت‌زنی مشغول بودند در نزدیکی منطقه الزرگه هدف تیراندازی افراد مسلح ناشناس قرار گرفتند، در این حادثه 20 تن از افراد پلیس کشته یا زخمی شدند.

در روز تاسوعای 1428ق مصادف با 9بهمن1385 حادثه پادگان الزرگه در حومه نجف رخ داد. بالغ‌بر 2000 نفر از اعضای گروهی موسوم به «جندالسماء» که در آن مقطع از هم‌پیمانان فرقه یمانی بودند به همراه پیروان فرقه یمانی برای حمله به نجف اشرف در منطقه الزرگه جمع شدند تا مراجع را بکشند. پلیس عراق باهمکاری تعدادی از قبایل شیعه 200 نفر از فرقه یمانی را به هلاکت رسانید. «الگرعاوی» سرکرده جند السماء نیز که از هم‌پیمانان گاطع بود در این حمله به هلاکت رسید. دستگیرشده‌ها اعتراف کردند سرکردگان این دو فرقه سخنرانی کرده و آنها را مأمور کرده بودند در نجف هزار و دویست نفر از علماء را بکشند.

جالب است الگرعاوی سرکرده فرقه «جندالسماء» که خودش ادعای قائمیت داشته است و احمد الحسن هم مدعی است پسر امام زمان است بااین‌حال این دو گروه باهم متحد شدند تا مراجع را بکشند. این مسئله مؤید وابستگی هر دو جریان علیرغم اختلافات به یک اتاق فرمان مشترک است.

شباهت فرقه یمانی و بهاییت

• نقش ستاره منحوس داوود در فرقه یمانی مشابه اذکار مقدس علی‌محمد شیرازی نوشته‌شده درون ستاره داوود است.

• مدعی یمانی ادعای علم غیب دارد و میرزا حسینعلی مازندرانی ادعا دارد ظهور خداوند بوده است.

• فرقه بابیت با ادعای ارتباط و بابیت امام زمان شروع کرده و بعد به ادعاهای دیگر انجامید، اما احمد اسماعیل گاطع نیز ادعای ارتباط مکرر با امام زمان دارد.

• مدعی یمانی ادعا دارد می‌خواهد انحرافات حوزه علمیه را برطرف کند، درحالی‌که اخراجی حوزه علمیه است. علی‌محمد باب نیز چون در ابتدا موردحمایت روسیه بود از طبقه کارگر استفاده کرده و خود را حامی آنها معرفی می‌کرد.

• شعار در دست داشتن تأویل آیات و استفاده ابزاری از احادیث و روایات در هر دو فرقه بابیت و یمانی وجود دارد.

• به وجود آوردن تشکیلات حزبی و ساختار تشکیلاتی نیز از وجوه مشترک دو فرقه است.

• احمد اسماعیل گاطع در بیانیه‌هایش به‌کرات قرآن را با غلط‌های بسیار قرائت می‌کند، باب نیز در جلسات متعدد قرآن را اشتباه خوانده و عربی را به‌اشتباه می‌نوشت اما باوجود انتقاد فراوان باز اصرار داشت همان‌گونه بخواند! وی مانند برخی گروه‌های شیطانی که به تعمد قرآن را نادرست می‌خوانند، تا معنویت قرآن تأثیری بر آنها نداشته باشد، عمل می‌کرد.

• توهین به علماء و مراجع از وجوه مشترک همه این نحله‌هاست، سرکردگان جریان بابیت و بهاییت در سخنرانی‌ها و کتب خود به بزرگان دینی، شیعی و حتی ملی توهین می‌کنند ازجمله جناب امیرکبیر که مورد لعن بهاییان بوده ولی به دستور بیت‌العدل از جنجال‌آفرینی در این خصوص نزد ایرانیان منع شده‌اند!

• وابستگی به دیکتاتورها و کشورهای استعماری از وجوه مشترک دو فرقه است، بابیت و بهاییت مورد حمایت روسیه بودند که در ادامه به جهت کسب منافع بیشتر به دامان انگلستان پناه بردند. جریان کذاب حسن گاطعی ملقب به حسن الیمانی در زمان صدام حسین دیکتاتور عراق شکل گرفت و استخبارات عراق بعد از انتفاضه شعبانیه شیعیان به جهت ایجاد انشقاق در جامعه شیعی چندین فرقه به وجود آورد که فرقه یمانی نیز ازجمله این فرقه‌ها است.

• دوری از تقلید و سنت‌ها از شعارهای مشترک دو گروه است، در فرقه یمانی با دستور مستقیم احمد اسماعیل گاطع ترک تقالید واجب شمرده‌ شده است. مانند دستورات باب و میرزا حسینعلی مازندرانی که باعث شد «طاهره قزوینی» معروف به «قره‌العین» در دشت «بدشت» برهنه شده و فریاد زند: «امروز روزی است که قیود تقالید شکسته شد.»

• دست بردن به قیام مسلحانه مانند قیام باب علیه حکومت امیرکبیر نیز در فرقه یمانی وجود دارد، ترور در فرقه یمانی به عهده شاخه نظامی است و آمادگی نظامی برای همه واجب شمرده‌شده است. این فرقه با ایجاد پادگان «الزرگه» به همراه گروه جیش‌السماء برای نابودی دولت عراق و مراجع تقلید برنامه‌ریزی کرد.

ابزار رسانه‌ای و وابستگی به استکبار

ابزار رسانه‌ای توسط فرقه یمانی به‌خوبی استفاده می‌شود و پیروان این فرقه در استفاده از انواع رسانه‌های دیجیتال مهارت قابل‌توجهی دارند، به شکلی که احمد اسماعیل گاطع توسط مردم به مدعی فیس‌بوکی نیز شهرت دارد! این فرقه با بهره‌گیری از فعالان رسانه و مستندسازان سعی در القاء تفکر مسموم خود دارد و یکی از افرادی که در این رابطه نقش مهمی برای این فرقه بازی کرده است فردی به نام «عبدالله هاشم» است.

وی با ساختن چند ویدیواسلاید و مستند پیرامون فراماسونری و ظهور امام مهدی بانام «ارایول» چهره شد. عبدالله هاشم به سهو در برنامه‌ای رسانه‌ای به مردم ایران شناسانده شد، اما بعد از مدتی مشخص شد وی مبلغ فرقه الیمانی است. جالب اینجاست عبدالله هاشم از حامیان احمد یمانی بوده اما درعین‌حال مرید فرقه صهیونیستی رائیلیان است و تصاویر وی در بازدید از مرکز این فرقه در اسرائیل منتشر شد.

در دو سال گذشته فرقه یمانی با کمک سرویس‌های خارجی اقدام به گسترش فعالیت خود در عرصه رسانه کرده و در این راستا شبکه رادیویی را نیز در آمریکا در اختیار گرفت و زمان راه‌اندازی اعلامیه‌ای را نیز منتشر کرد: «به فضل‌الله تبارک‌وتعالی صبح امروز چهارشنبه 3آبان1391 برابر با 24اکتبر2012 ساعت 6 بامداد کانال رادیویی انصار امام مهدی(ع) به مشارکت و کمک انصار امام مهدی(ع) در آمریکا و کانادا افتتاح شد.» همچنین این فرقه توانست شبکه ماهواره‌ای خود را نیز راه‌اندازی کند.

منابع:

1. روایت از سفینه البحار به نقل از حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ۱۳۷۶، ج 10، ص 617.

2. غیبه نعمانی، ص 163؛ بحارالانوار، ج 52، ص 75

3. حیدری آل کثیری، محسن؛ حیدری چراتی، حجت، بررسی جریان جدید مدّعی یمانی (احمدالحسن)، مجله انتظار شماره 34، بهار 1390.

4. علی‌اکبر مهدی پور، بررسی چند حدیث شبهه‌ناک، فصلنامه انتظار، شماره 14.

5. حیدری آل کثیری، محسن، بررسی جریان جدید مدّعی یمانی (احمدالحسن)، مجله انتظار شماره 34، بهار 1390.

6. منتخب الانوار تألیف السید علی بن عبدالکریم بن عبدالحمید النیلی النجفی، صفحه 343.

/انتهای پیام

منبع : انقلاب نیوز
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
آخرين عناوين
پربازديدها
پربحث ترین ها